تبليغاتX
دوســـــتت دارم خیــــلی زیـــاد ...

دوســـــتت دارم خیــــلی زیـــاد ...

......بگــو با دیــگران بودیــم رفتــیم......

کجایی همنفس ...؟

دلم گرفت ای هم نفس٬ پرم شکست تو این قفس

تو این غبار٬تو این سکوت٬ چه بی صدا٬ نفس نفس

از این نامهربونی ها ٬دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهایی ٬ یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی ٬ پناه هق هقم باشی

تو ای همزاد هم خونه ٬ چی میشه عاشقم باشی

دوباره من ٬دو باره تو٬دوباره عشق٬ دوباره ما

دو هم نفس٬ دو هم زبون٬ دو هم سفر٬ دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی ٬ پناه آخر من باش

تو این شب مرگی پاییز ٬ بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات ٬ شبم روشن ترین باشه

می خوام آیینه ی خونه ٬ با چشمات هم نشین باشه

لیلای من کو

کو آشنای شبهای من کو               دیروز من کو٬ فردای من کو

شهزاده ی من٬رویای من کو           کو هم قبیله٬ لیلای من کو

وقتی نوشتم عاشق ترینم             گفتی نمی خوام تو رو ببینم

برات نوشتم یه بی قرارم                با خنده گفتی دوستت ندارم

رو بغض ابرا نامه نوشتم                 قلبمو مهر نامه گذاشتم

با تو می گیره ترانه هام جون          وقتی نباشی می میره مجنون

چند روزه بارو ن داره می باره           بوی شکستن برام میاره

میگه غزل پوش تورو نمی خواد        لیلای خوابت دیگه نمی یاد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 0:21  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

روزهایم بر خلاف آرزوهایم گذشت...

اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم گرمی دستای تو رو به صد تا دنیا نمی دم هر وقت که یارم تو بودی بی کسی رو نفهمیدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو می کشم اما بازم رو میله هاش عکس چشاتو می کشم آی قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 22:50  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

میلاد مهدی (عج ) مبارک


+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 9:18  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

.........................!

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 20:8  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

زهرا جووووووووووووووون تولدت مبارک

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن...

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو...

روزی که تو آغاز شدی...

روز 31/4/88 تولد زهرا جون (عاشق بی معشوق ) دوست عزیزم  حتما به وبلاگش سر بزنید

                                     تولدت مـــــــــــــــــــــــــــــــبارک                  



مرغ و الاغ و اردک       تولدت مبارک


اینم کیک تولدت


و در آخر کادو بنده




روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزن
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن
عزيز من تولدت مبارك

و در آخر ایشالا 1000 سال سالم و تندرست و موفق زیر سایه پدر و مادرت زندگی کنی


+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 16:55  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

آرزوی مــــن

آرزوی من اینست که دو روز طولانی    

  در کنـار تــــوباشم فارغ از پشیمانی

 آرزوی مـن اینست یا شبی فراموشم

یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه

 سرپناه من باشی لحظه ی تر گریه

آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده   

 همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من اینست هستی تو من باشم     

 لحظه های هشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست تو غزال من باشی 

 تک ستاره ی روشن در خیال من باشی

آرزوی من اینست در شبی پر از رویا  

 پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا

آرزوی من اینست از سفر نگویی تو

 تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من اینست مثل لیلی و مجنون     

   پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون

آرزوی من اینست زیر سقف این دنیـــا

مـن برای تـو باشم تـو برای من تنهــــا

مـن برای تـو باشم تـو برای مـن تنهــــا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 18:43  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

او دوستم ندارد...

بگذار ابریترین شعر هایم را با غریب ترین لهجه بخوانم.

این عادت من است که هر غروب بر ایوان دلتنگیم می نشینم و خویش را مرور میکنم...

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل ان شدی...

هرگز حسرتی در هیچ کجا ی دنیا یکچا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه: او دوستم ندارد...

من برای سالها می نویسم.....سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند.....افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود.....همیشه یکی بود یکی نبود

 

خواش دیدم از تو دور شدم وای که عجب خواب بدی

گفتم بیا با هم بریم گفتی که راهو بلدی

هرچی صدات کردم نرو اما به جایی نرسید

یکی یه جا فریاد میزد دیوونه از قفس پرید

صبح که رسید بیدار شدم دیدم یه نامه روی در

نوشته بودی که سلام مدتی رو میرم سفر

بغضی نشست توی گلوم خوابم یا این حقیقته

بازم صدات کردم ولی دیدم سکوت جوابته

گفتم که شاید این سفر تموم میشه همین روزا

دوباره باز میبینمش چه خوش خیال بودم خدا

ساعت و لحظه هام گذشت چشمام به کوچه خیره بود

من منتظر بودم بیاد خیلی دلم تنگ شده بود

روزا مث ِ دیوونه ها پرسه زنون تو کوچه ها

شبا یه گوشه از اتاق گریه و آه بیصدا

مثل همون خواب سیاه رفت و منو تنها گذاشت

گفتن این قصه ی تلخ ارزش خوندنو که داشت

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 17:56  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

دالایی لاما

آزمون دالایی لاما

اعتقادات تبتی ها به شناخت درون بسیار جالبه تا جایی که اگر کسی زمان تولد خود را به دقت و ساعت و
دقیقه و ثانیه بدونه، تسلسل روح وی را در کالبدهای گذشته و آینده تشخیص خواهند داد.
این آزمون، یکی از آزمونهای دالایی لاما، از کاهنان برجسته اونهاست. برای این آزمون زمان بذارید و مطمئنا
ازش لذت خواهید برد. دالایی لاما توصیه می کنه که اونو بخونید چرا که براتون مفیده.
فقط ۴ سوال در پیش رو دارید
پاسخها روشنگر خواهند بود. صادق باشید و پاسخها را قبل از جواب دادن نبینید. ذهن همانند چتر می ماند
یعنی زمانی خوب کار می کند که کاملا باز شود. تقلب نکنید.
حتما دقت کنید
قبل از آغاز آزمون یک آرزو کنید.
به ترتیب به سوالها پاسخ دهید.
فقط جهار سوال پرسیده می شود و اگر قبل از پاسخ، جوابها را ببینید، آزمون شما را بخوبی هدایت نخواهد کرد.
به آرامی پیش بروید و حوصله به خرج دهید.
پس یک قلم و کاغد آماده کنید. در انتها به پاسخهای داده شده نیاز دارید.
این یه پرسشنامه صادقانه است که به شما درباره واقعیت درونتان چیزهایی خواهد گفت.
به هر سوال فقط یک پاسخ بدید. اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند معمولا بهترین است.
به یاد داشته باشید که هیچ کس غیر از خودتان نباید پاسخهایتان و نتایج را ببینید.
خب، پرحرفی بسه دیگه. بریم سراغ آزمون ۴ سوالی:
سوال اول : حیوانات زیر را بترتیب دلخواه مرتب کنید :
گاو، پلنگ، گوسفند، اسب، خوک
سوال دوم : در مورد هر کدام از این کلمات، کلمه ای بنویسید که اونها رو توصیف کنه :
سگ، گربه، موش، قهوه، دریا
سوال سوم : درباره کسی فکر کنید که اونو می شناسید و براتون مهمه و می تونید اونو به رنگی اختصاص بدید. پاسخ خودتونو دوبار تکرار نکنید:
زرد، نارنجی، قرمز، سفید، سبز/
سوال چهارم : یک عدد بنویسید. روز هفته مورد علاقه خودتونو بنویسید.
مطمئن هستید که جوابها رو درست دادین؟ یه بار دیگه سوال و جوابهاتون رو مرور کنید. و قبل از خوندن جوابها،
آرزوی خودتونو تکرار کنید.
————————————————————-
و اما پاسخها
سوال اول :
1:گاو پیشرو است.
2. پلنگ، غرور و افتخار است.
3. گوسفند عشق است.
4. اسب، خانواده است.
5. خوک، پول است.
سوال دوم :
1. توصیف شما از سگ، شخصیت شماست.
2. توصیف شما از گربه، توصیف شریک شماست.
3. موش توصیف دشمن شماست.
4. قهوه نگاه شما به میل جنسی است.
5. دریا، زندگی شخصی شما رو توصیف می کنه.
سوال سوم :
1. زرد: کسی که هرگز فراموشش نمی کنید.
2. نارنجی، کسی که شما او را دوست واقعی می دونید.
3. قرمز: کسی که شما اونو واقعا دوست دارید.
4. سفید: روح دوم شما.
5. سبز: کسی که در لحظات حساس زندگی اونو به خاطر خواهید داشت.
سوال چهارم:
۰ تا ۴ : زندگی شما بتدریج و آرامی رشد خواهد کرد.
۵ تا ۹ : زندگی شما برابر علاقه شما رشد خواهد کرد.
۱۰ تا ۱۴ : شما تا ۳ هفته دیگه، ۵ واقعه غیر منتظره خواهید داشت.
۱۵ به بالا : زندگی شما با سرعت بسیاری رشد خواهد کرد و آرزوی شما محقق خواهد شد.
باید به تعداد عددی که آرزو کردید، این پیام رو برای افراد دیگه برسونید. آرزوی شما در پایان روزی که دوست
داشتید برآورده خواهد شد.
این، اون چیزیه که دالایی لاما می گفت «هزاران سال در لحظه ای». برای رسیدن به مفهوم این جمله، بخوان
و بیندیش.
تبتی ها عقیده دارند که این پیام را نباید به دور انداخت. اونها عقیده دارن فرشته عجایب به نام مانترا از دارنده
این پیام پس از ۹۶ ساعت بیرون خواهد آمد و یک موقعیت شگفت انگیز خواهید داشت.
اونها به راستگویی دالایی لاما اعتقاد دارند و اگر کسی به این موضوع اعتقاد نداره، کافیه این پیام رو به ۵ نفر بده تا درستی اپنو درک کنن.
چرا که براش یه اتفاق جالب و شگفت انگیز رخ خواهد داد

+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 16:13  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

تولدت مبارک

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن...

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو...

روزی که تو آغاز شدی...

تــولــدت مبــــارک

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 10:43  توسط هـــــــانــــیــــه  | 

آخر عاشقی

حالا که دارم میرم کاش یه بار نگام کنی

من به اینم راضیم که فقط دعام کنی

 میرم اما آخر راه من و تو این نبود

آخر عاشقی مون این همه نقطه چین نبود

دوستان عزیز سلام ۱۱/۹/۸۷

توی این بلاگ جشن تولده یادتون نره بیاین

یازدهم آذر ما هشتاد و هفت

۱۱/۹/۸۷

 

خواه ناخواه دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 15:49  توسط هـــــــانــــیــــه  |